دنیای این روزای من

خیلی دلم گرفته.ازهمه کس وهمه چیز.خیلی حال بدی دارم.نمیدونم چی میخوام.نمیدونم چی دوست دارم.فقط میدونم دنبال یه جامیگردم.یه جایی که هیچ سقفی بالای سرم نباشه وتوش تنهای تنهاباشم.جایی که هیچ صدایی جزصدای فریادخودم توفضاش نپیچه.خیلی خستم.ازهرچی چشمه بیزارم ازهرچی نگاهه متنفرم.دوست ندارم هیچ صدایی توی گوشم باشه.دوست ندارم هیچ سقفی بالای سرم باشه.دوست دارم برم همون جایی که هیچ کس نیست.برم دادابزنم.گریه کنم.جیغ بزنم.همه حرفایی که بیست سال توی گلوم مونده ودیگه داره خفم میکنه رومثل یه طلبکارواقعی بادادوفریادبگم.بگم وحداقل برای یک بارهم که شده بفهمم که منم ادمم.حق اعتراض دارم.حق ناراضی بودن.حق شکایت کردن.همه چیزداره عین خوره همه روح وجسمم رونابودمیکنه.دیگه هیچ عشق واحساسی تووجودم نیست.هیچ کسودوست ندارم.فقط همه چیزرومخمه.روزبه روزدارم حساسترمیشم.خیلی زودرنج شدم.باکوچکترین حرفی دلم میگیره.مثل سگ فقط دوست دارم پاچه همه روبگیرم.دوست دارم هیچ کس سربه تنش نباشه.همه وجودم شده تنفر.این همه حفظ ظاهرداره نابودمیکنه.آخه تاکی باسیلی صورتموسرخ نگه دارم.تاکی یه جوری وانمودکنم که من بهترین زندگی رودارم.دوست دارم همه روبگیرم بزنم بلکه آروم شم.ازهرچی عشق و محبت ودوست داشتنه که فقط یه اسمه متنفرم.بخشیدن اونایی که منوبه این حال وروزانداختن خیلی واسم سخته.نگاهاشون عذابم میده.دوست ندارم حتی یه کلمه باهاشون حرف بزنم.کسایی مه خودشون منویه سگ باراوردن وصدبارجلو وپشت سرم گفتن که فلانی بدبودوالان بهترین شده.فلانی پدرمارودراورد.فلانی خیلی گندبود.ولی هیچ کس نمیگه آخه چرامن اینجوری شدم.آخه چراسگ شدم.هنوزم هستم.فقط ظاهرقضیبه فرق کرده.گفتم که الان همش حفظ ظاهره ولی ازدرون داغونم.ازهمه متنفرم.ازاین زندگی ازآدماازصداهاازنگاها.هیچی واسم زیبایی نداره.آخه دیگه احساسی واسم نمونده.نه عشقی نه محبتی نه انگیزه ای واسه آینده بهتر.هیچی واسم نمونده.

هیچی ازم نمونده جزیک نگاه ساده

یه آسمون شرجی

یه بغض بی اراده 

/ 3 نظر / 6 بازدید
ѦʍДƝ$

خوب حالا که داد زدی آروم شدی؟ حالا پاشو برو سر درسسو مشقات که امتحانا شرو شده[نیشخند] [گل]

الی

سلام مطالبت زیبا بود خوشحالم میشم به منم سر بزنی فقط همین اخرین پستمو نظر بده خیلی برام مهمه همرو دارم دعوت میکنم خوشحالم میکنی با حضور گرمت[گل]